ذهنم پره، حرفم زیاد. چی بنویسم؟
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
+موزیک: وقت خواب
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
تخصصِ مزخرفی در من هست. به طرز شدیدی علاقه دارم به اینکه تکه ای گیاه از گل های مادرم رو جدا کنم و توی آب نگهداری کنم. اون هم حتمن باید توی تُنگ ماهی باشه. معتقدم اصلن اسمش باید می بود تنگ گیاهی نه ماهی. بعد ریشه بده و هر روز چک کنم و ذوق. بعد که ریشه هاش بیش تر و بیش تر میشه رهاش کنم. نَکارمش. بمونه فاسد شه و بندازمش دور.
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
مای کیوت مام
هربار سر غذا به مامان لغت انگلیسی یاد میدم با وسایلی که سر غذا هست. اونروز بهش گفتم دارلینگ صدا بزن. رفتیم خونه مامانبزرگ. مامان به مامان بزرگ میگه هروقت خونمون زنگ زدی بهم بگو هلو دارلینگ.
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۹/۲۷ساعت 10 PM توسط |
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
برچسب: بعدیارو,
نویسنده: آدرین رضایی
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
از روانات ناسالمه احتمالن
حروف کیبوردو بزور می بینم. نور اتاق یه ال ای دی ضعیف قرمزه. تاکید میکنم روی قرمز، چون رنگ های روشن و سرد هم اذیتم میکنن. و من شدیدا به تاریکی معتادم. نمیدونم چند وقته. یادم نمیاد. در همین حد میدونم که نور آزارم میده. آزار روحی.
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۹/۰۹ساعت 9 PM توسط |
فردا سراغِ من بیا
یک روزِ زیبا
سراغِ من بیا
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
-خب خودت دلت کجاست؟
من؟ میدونم که به یه جایی تعلق دارم. یه چیزی تو وجودم هس. یه چیزی که وادارم میکنه شعر بخونم . جمله بنویسم. بی تفاوت نباشم. یه حسی که نمیذاره بی رنگ باشم. مطمعنم به یه جایی تعلق دارم. فقط ممکنه اونا فراموش کرده باشن. یا من فراموش کرده باشم.
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۹/۱۰ساعت 10 PM توسط |
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
+اندیشه فولادوند
++نمیدونم چرا این آهنگ رو گذاشتم روی تکرار. یک تصویر خیلی گنگ و مبهم رو میاره توی ذهنم. اما نمیتونم بفهمم چی بوده یا توی چه موقعیتی به این آهنگ گوش دادم. مثل آدمی که دورانِ اولیه ی آلزایمر رو میگذرونه.
+++دوست داشتید، با صدای رضا یزدانی اش را هم بشنوید.
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
والا شعر زیاد میخونم
نصف استوریایی که میذارم، فامیلو تیک میزنم نبینن. نشد یبار نیان پیامِ چرت ندن. ملت می تونین درک کنین یکی که مثلن شعر مینویسه، لزومن عاشق یا مخاطب دار نیس؟
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۹/۲۰ساعت 11 PM توسط |
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
شبانه
فردا صبح باید برم پیش استاد. آدمیه که هیچ نمیشه پیش بینیش کرد. برخوردش باهات بستگی به مود اون لحظه ش داره. اینکه نتونی چیزیو پیش بینی کنی می ترسونتت. برای همین همیشه از روبرو شدن باهاش واهمه دارم. نمیدونم در مورد مقاله م چی قراره بگه. امیدوارم همه چی روبراه باشه.
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۹/۲۱ساعت 1 AM توسط |
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
یه دوست مثبت مثلن
با علی مدام بحث می کنیم.سر چیزای الکی. امروز تصمیم گرفتم با اونم قطع ارتباط کنم! دلیلش بحث هامون نیست. دلیلش اینه انقدر منفیه که تو روان منم نا هماهنگی ایجاد میکنه. احساسات منفی حقیقتا یکی از مهم ترین عوامل تو فرسایش روحه.
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۹/۲۱ساعت 2 AM توسط |
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
الان جوابت رو میدم آقای پ. و میگم بله. الان دلم برای اون قدیم ها و توی اون زمان تنگ شده. اما حالت رو نمی پرسم.
بله . دلم برات تنگ شده. همین حالا.
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
برف
اولین برف پاییزی رو داشتیم امروز. میبینی؟ در یک آن میشه دلایل خوش حالیت به غم بدل بشه. کسی چه میدونه. این برف عزیز. این برف قشنگ یه جایی از کشورم بشه یه غصه ای روی دردهای دیگه. چقدر الان سردشونه. خدا غم گین نیست؟
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۹/۰۴ساعت 12 AM توسط |
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
ماهی کوچولو
عکس بچگیمو گذاشتم پروفایلم. میگه چشاشو. یاد عمه جون میفتم که میگفت تو همش دو تا چشم بودی با یه کله ی گنده. شبیه آدم فضاییا :))
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۹/۰۷ساعت 10 PM توسط |
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی
چطوری عزیز؟ و مرگ.
تورو خدا. تو رو خدا. کسی پیدا میشه که از کلمه ی "عزیز" خوشش بیاد وقتی واسش استفاده میکنن؟ حالمو بهم میزنه. محض رضای خدا نه نفرتتونو با عزیز نشون بدید نه علاقتونو.
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۹/۰۷ساعت 10 PM توسط |
برچسب:
نویسنده: آدرین رضایی